نه آشوبی داریم نه بحرانی(1)

نه آشوبی داریم نه بحرانی(1)


نه آشوبی داریم نه بحرانی(1)

این روزها بیشترین سوالی که پرسیده می شود عبارت ” چه می شود” است. پیش بینی های سال 99 داغ است و هرکسی که تخصصی در حوزه سیاست، اقتصاد و مدیریت دارد متناسب با میزان اطلاعات و قدرت تحلیلی خود، پیش بینی خاصی را ارائه می دهد که به نظر هر یک از زاویه ای درست و به جا هستند. اگر بخواهیم تصویر کامل از احتمالات آینده را به دست آوریم ، به نظر می رسد ، باید یک جمع بندی خوشبینانه و بدبینانه از همه تحلیل را داشته باشیم . تحلیل هایی که در یک نوشتار نمی گنجد و ما قصد داریم در سلسله مطالبی مخاطبان را در جریان تحلیل های روز از اتفاقات اخیر قرار دهیم . نوشتار پیش رو اولین متن تحلیلی است که می خوانید.

کسب و کارها تسلیم طوفان پیش رو شده اند؟

تقریبا هیچ پیش بینی مثبت و امیدوار کننده ای در بازار وجود ندارد. این بدین معنی است که مدیران، صاحب نظران و فعالان عرصه های کسب و کار با این تحلیل ها تسلیم طوفان پیش رو شده اند و یا باید بشوند.

مشکل اساسی در این شرایط این است که میکرو کسب و کارها نیز از مدار اقتصادی خارج شده اند و به همین دلیل اکوسیستم اقتصادی به شدت دچار اختلال شده است. در کنار این موضوع می دانیم که شاخص های کلان و روندهای پیش رو نیز نشانه ها و علائم منفی را دارند. بودجه ای که محقق نخواهد شد، نفتی که یا فروخته نمی شود و یا با قیمتی بسیار پایین راهی بازار می شود و تورمی که هنوزسال تحویل نشده ، چراغ سبز صعودش را گرفته است . از سوی دیگر این بحران covid نوزدهم ( در ادامه درباره کووید نوزدهم توضیح داده می شود) نیز چیزی از این بدنه نحیف اقتصادی باقی نگذاشته است.

اعتراف به اشتباه قطعاسخت است و کار هر کسی نیست . اما اگر صادقانه بگویم ، سال ها قبل که در مورد بحران می خواندم و تحقیق می کردم و در ادامه مشاوره می دادم ، همیشه مثالی می زدم که یک کسب و کار اگر برنامه ریزی داشته باشد، حتی اگر طاعون هم بیاید باز هم می تواند رشد کند. اما الان شاهد آن هستم که اینطور هم که فکر می کردم نیست و طاعونی آمد و اینطور نشد.

چرا که من هم درک درستی از یک بیماری عالم گیر نداشتم. همانطور هیچ مدیر دیگری در هیچ سطحی از قدرت نداشت. اما در عین این اعتراف ، باید قبول کنیم که اگر فکر دهم که ناشی از عنوان کتاب ” تنها شکاکان پایدارند ” است، وجود داشت، احتمالا کسب و کارهای بیشتری می توانستند در این شرایط دوام بیاورند.

تجربیاتی که از سال 86 و 87 بدست آوردم، من را به فکر چابک سازی و کوچک سازی سازمانی به نحوی انداخت که بتوانم در برابر تغییرات ناگهانی که این روزها بیشتر شاهد آن هستیم مقاومت کنم. یکی از مشکلاتی که هم اکنون سازمان های خدماتی دست به گریبان آن هستند، نیروی انسانی زیاد است. در صورتی که در این سالها شرکت هایی که نیروی انسانی کمی دارند کمتر از این بابت دچار مشکل شده اند. لذا به نظر می رسد که در این شرایط لازم است، شرکتها با حفظ روشهایی برای کنترل کیفیت و کارکردشان ، سعی  کنند که در خصوص تعداد نیروها بیشتر دقت داشته باشند.

در ادامه و قسمتهای بعدی بیشتر در این مورد صحبت می کنیم.

علیرضا حاتمی فر  مدیر عامل شرکت دال بازار پیروز و عضو هیات مدیره انجمن تحقیقات بازاریابی ایران