2019

“آینده کار و کارآفرینی در ایران” برگرفته از روزنامه ایران

حدود یک دهه قبل، براساس گزارش‌هایی که سازمان بین‌المللی کار (ILO) از کشورهای مختلف و تیم تحقیقاتی خود دریافت می‌کرد، متوجه شد که کار به مفهوم شغل و مشاغل در جهان با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است. دلایل این تغییرات، چهار روند با تأثیر‌گذاری بسیار زیاد ‌روی مشاغل تعریف شد که تا امروز نیز آثار آن کاملاً مشهود است و پیش‌بینی‌ می‌شود که تا سال‌های آینده نیز همچنان ادامه داشته باشد. روند بسیار سریع پیشرفت فناوری، تغییرات وسیع در جنسیت و هرم سنی جمعیت کشورها، تغییرات آب و هوایی در جهان و در آخر مقوله جهانی شدن اقتصاد ارکان اصلی تشکیل دهنده این چهار روند کلیدی هستند. با تحقیقاتی که سازمان‌های بین‌المللی همانند سازمان کشورهای توسعه یافته اقتصادی، ‌سازمان بین‌المللی کار و همچنین دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی اتحادیه اروپا انجام دادند، مشخص شد که حداقل بین 50 تا 60 درصد مشاغل فعلی تحت تأثیر فناوری‌های نوین همچون هوش مصنوعی، روبات‌های پیشرفته، اتوماسیون تولید واداری، ژنتیک، زیست فناوری، رسانش ابری و فناوری‌های ارتباطات و اطلاعات تا سال 2030 از بین خواهند رفت.

تمامی این تحولات به‌علاوه اثرات اقتصادی ناشی از گرم شدن زمین، دسترسی به منابع آب شیرین به همراه پیرشدن جمعیت در بعضی از مناطق همانند اروپا و ژاپن و بالعکس جوان شدن جمعیت در چین، هند، آفریقا و نگرانی شدید اقتصاددان‌ها از موضوع عدالت جهانی در فرآیند جهانی شدن اقتصاد موجب شد که ابتکار اجرایی قرن تحت عنوان آینده کار در دستور کار سازمان بین‌المللی کار به‌عنوان مهم‌ترین رکن توسعه اقتصاد و کار در سازمان ملل متحد قرار گیرد.

از همان روزهای ابتدایی طرح این موضوع در جلسات کارشناسی، جوامع جهانی را با چندین پرسش مواجه کرد: آیا مشاغل فعلی از بین خواهند رفت یا تغییر شکل خواهند یافت؟

آیا برای این تغییر شکل‌ها نیازمند مهارت‌آموزی متفاوت هستیم؟

آیا با این تغییرات بازارها تغییر شکل داده و باید روابط جدیدی از ارائه ارزش و حقوق مصرف‌کننده و تولید‌کننده تبیین شوند؟

روابط ‌بین کارگر و کارفرما به‌ چه صورت درخواهد آمد و دولت چگونه می‌تواند قوانین روابط کار را در کسب و کارهای دانش‌بنیان و اینترنتی تدوین و پیاده‌سازی نماید؟

در وهله نخست به نظر می‌رسید که جهان با یک موضوع فانتزی و جدید مواجه گردیده که می‌تواند سال‌ها در مورد نحوه مقابله با آن مطالعه و بحث کند.

 اما خیلی زود مشخص شد که مقوله آینده کار خود تحت تأثیر چهار روند کلیدی قرار گرفته و با پیشنهاد تغییرات قوانین در روابط تجاری و بین بانکی از سوی کشورها و نیز مهاجرت ‌گسترده افراد جویای کار، تصویب و اجرای قوانین سختگیرانه مهاجرت‌پذیری، شورش‌های مقطعی در برخی جوامع به‌دلیل برهم خوردن نظم پولی و تعادل دستمزد ناشی از فشارهای اقتصاد جهانی، شکل جدیدی از اهمیت بسیار بالا و سخت‌تر شدن شرایط در صورت عدم برنامه‌ریزی مناسب از سوی شرکای اجتماعی یعنی دولت‌ها، کارفرمایان، کارگران و سازمان‌های مردم‌نهاد را بر‌همگان آشکار ساخت.

اما با اینکه آینده‌ کار تا حدود زیادی تحت تأثیر مؤلفه‌های جهانی شدن اقتصاد، تغییرات جمعیتی و آب ‌و هوایی قرار دارد جنبه توسعه فناوری آن به‌دلیل ملموس بودن نتایج تغییرات آن در سطح پایین‌دستی جامعه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. شور و هیجان ناشی از توسعه بنگاه‌های دانش‌بنیان توسط جوانان تحصیلکرده و تغییر روند خرید و فروش کالاها و خدمات مثل تاکسی اینترنتی یا خرید بلیت سفر و از بین رفتن مشاغل سنتی در این حوزه‌ها درک جامعه و حتی افراد صاحبنظر را نسبت به این موضوعات بیشتر کرده است و باید توجه داشت که می‌توان این جنبه را نیز از موضوعات بسیار مهم در آینده کار تلقی کرد.

 اما موضوع توسعه بنگاه‌ها مبتنی بر فناوری‌های جدید همانند اینترنت برای پاسخگویی به نیازهای داخلی اقتصاد ملی نمای بسیار محدودی از تصویر بسیار بزرگ آینده کار را به ما نشان خواهد داد. هرچند که در‌مورد همین موضوع نیز هنوز مباحث جامع و قابل قبولی بین شرکای اجتماعی در‌مورد کمیت و کیفیت شغل‌های جدید، نحوه حمایت‌های اجتماعی مثل بیمه‌ها از مشاغل جدید، نابرابری‌های حقوق و دستمزد و نحوه تعامل شرکای اجتماعی در تدوین نظام‌نامه‌های مورد نیاز روابط کار دیده نمی‌شود و به‌ دلیل بی‌تجربگی جامعه جهانی و وجود تعاریف بسیار مختلف و متعدد از آینده کار و عوامل تشکیل‌دهنده آن، هنوزاستاندارد قابل قبول و واضحی از گستره آینده کار در کشورها و حتی سازمان‌های بین‌المللی وجود ندارد.

اما سؤال بزرگ اینجاست که کارآفرینی در فرآیند آینده کار چه نقشی دارد و مردم در جوامع مختلف چگونه می‌توانند با کارآفرینی و درک ارزش، خود را با موج جدیدی از مشاغل متفاوت تطبیق دهند.

در این ارتباط پنج محور در حوزه ورود مقوله کارآفرینی به آینده کار مطرح می‌شود که سیاستگذاران جامعه می‌بایست به آن توجه بیشتری داشته باشند. اولین مبحث ظهور مجدد کارآفرینی در دنیاست. با این عبارت ما به پایان پارادایم قرن بیستم یعنی جست‌و‌جو برای تولید ارزان و بازگشت سریع سرمایه‌گذاری رسیده‌ایم و به جای آن پارادایم قرن بیست و یکم یعنی کارآفرینی و ارزش‌آفرینی برای جوامع در دستور کار اکثر دولت‌ها قرار گرفته است.

محور دوم، حضور کارآفرینی در مدل توسعه اقتصادی منطقه‌ای است. در توسعه اقتصادی منطقه‌ای جنبه رقابت‌پذیری بنگاه‌ها از طریق کارآفرینی مطرح می‌شود و مردم مناطق مختلف کشورها رویکرد ارزش‌آفرینی در مزیت‌های خود را دنبال می‌کنند. به این ترتیب بقیه عناصر توسعه اقتصادی و منطقه‌ای شامل آموزش و توسعه منابع انسانی، ایجاد زیرساخت‌ها و جذب سرمایه‌های ملی و خارجی از هدفمندی بیشتری برخوردار خواهد شد. کارآفرینان در حل مشکلات مالی دولت‌ها نیز بسیار کارساز هستند، چرا که می‌توانند با ایجاد تغییرات ارزشمند فرصت تطابق ساختاری دولت‌ها را به سمت توسعه فراهم آورده و از این طریق کمبود‌های مالی دولت‌ها را نیز پوشش دهند.

اما مهم‌ترین مشکل کارآفرینی و کار آینده به قراردادهای شناور، کارآفرینی سازمانی مشاغلی که دیگر نیازمند ثبت شرکت نمی‌باشند و می‌توان آنها را به‌صورت آزاد و حرفه‌ای انجام داد و در واقع به شکلی استخدام‌پذیری را به وجود می‌آورند، بر‌می‌گردد.

در مرحله آخر کارآفرینی منجر به ایجاد و توزیع ثروت شده و می‌تواند تا حدود زیادی درآمد کافی برای افراد و بنگاه‌ها را به وجود آورد این منظر از کارآفرینی تأمین مخارج افراد، خانوارها و در نهایت جامعه را به‌دنبال دارد و مصداق بسیار خوبی از پیاده‌سازی کار شایسته در جوامع به شمار می‌رود.

نتیجه آنکه بهترین رویکرد برای مواجهه با امواج آینده کار، تعامل بیش از پیش شرکای اجتماعی و انجام تحقیقات کاربردی روی عوامل تغییر و نحوه تطبیق مؤثر با آنها است. خروجی تمامی این تلاش‌ها فقط و فقط به اشتغال کامل، درآمد مکفی، حفظ کیفیت مشاغل، کار شایسته و برخورداری از حمایت‌های اجتماعی منجر خواهد شد.

برگرفته از روزنامه ایران

سیدحسن افتخاریان رئیس کمیسیون سیاست گذاری سازمان ملی کارآفرینی و رئیس هیئت مدیره انجمن

“آینده کار و کارآفرینی در ایران” برگرفته از روزنامه ایران بیشتر بخوانید »

برگزاری پنجمین جلسه بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP

 

پنجمین جلسه آموزشی بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP” برگزار شد. در این جلسه علیرضا حاتمی فر عضو هیات مدیره و خزانه دار انجمن تحقیقات بازاریابی ایران به تحلیل موضوع از پیش تعیین شده پرداخت.

علیرضا حاتمی‌فر در جلسه بینش گفت: امروزه دنیا با یک رشد غیرقابل توصیفی به سمت دیجیتال شدن در حال پیشروی است. این پیشروی باعث ایجاد تغییرات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در زندگی بشر شده است. بنابراین نمی‌توان عصر تحولات دیجیتال (digital transformationAge) را فقط در قالب نرم افزار و سخت افزار در نظر گرفت. این تحولات باعث ایجاد تغییرات ساختاری بسیاری در زندگی افراد شده است. برای مثال: هرروزه بسیاری از افراد در دنیای مجازی با یکدیگر قهر و یا آشتی می‌کنند. تمامی این موارد نشان از دیجیتالی شدن زندگی افراد دارد. این تحولات فقط برزندگی افراد تاثیر نگذاشته و دنیای کسب وکارها را نیز تغییر داده‌است. دیجیتالی شدن پدیده‌ای ست که نمی‌توان به راحتی از آن عبور و یا آن را نادیده گرفت. باید برای بررسی رویکردی که در جامعه اتفاق افتاده متولوژی جدیدی را طراحی کنیم. در واقع نمی‌توان با استفاده از ابزارهای مختلف به بررسی تمامی زوایای رفتاری مصرف کنندگان در دنیای امروز پرداخت.

مراحل تحول

حاتمی‌فر درباره مراحل تحول گفت: تحول به راحتی امکان پذیر نیست و باید مراحلی که در ادامه به آن‌ها می‌پردازم، طی شود. اگر این مراحل طی نشود، فقط تغییر صورت گرفته و تحولی در کار نبوده است. تحول باید: یک: برای مصرف کننده و کسب وکار منجر به کاهش هزینه ((cost reduction شود. این کاهش هزینه نیاز به زیرساخت دارد. دو: افزایش رضایت مصرف کننده (consumer satisfaction). سه: افزایش درآمد و سود ( income/profit). چهار: افزایش سهم بازار (market share). پنج: ایجاد ارزش افزوده جدید (new value proposition). شش: افزایش سرعت (Speed). هفت: خلق محصول جدید و نوآوری (new product & innovation). اگر این هفت مرحله طی شود، می‌توان گفت در صنعتی مانند بیمه و.. تحولی صورت گرفته است. لازم به ذکر است؛ امکان دارد این هفت مرحله باهم طی نشود و طی چند مرحله نیز باعث تحول شود. این تحولات منجر به وجود آمدن عوامل و رفتارهایی در جامعه می‌شوند.

کسب وکارها در عصر دیجیتال

حاتمی‌فر گفت: در همین راستا کسب وکارها به دو بخش دیجیتال مانند آمازون و… و pre digital کسب وکارهایی که دیجیتال برآن‌ها تاثیر گذاشته‌اند، تقسیم بندی می‌شوند. در مورد این کسب وکارها شاید تمامی مراحل تحول طی نشده باشد. رویکردهای این بخش از کسب وکارها نسبت به دیجیتال متفاوت است.

در نظر داشته باشید؛ شروع این تحول به سال‌ها قبل باز می‌گردد اما در حال حاضر شیب تندی به خود گرفته و در راستای آن اختلالات رفتاری و فرهنگی بسیاری در جامعه دیده می‌شود. این تحولات باعث شده افراد با فاصله‌ی سنی کم هم حرف یکدیگر را نفهمند. بنابراین در حال حاضر با طبقاتی از نسل‌ها مواجه هستیم که به digital native معرف شده‌اند. البته این نسل با نام‌های دیگری مانند Cyber Native و… نیز شناخته می‌شوند. این نام‌ها کلیدواژه‌هایی هستند که می‌توان درباره آن‌ها تحقیق کرد. در این باره یافتن مقالات مربوط کمی سخت است.

بومیان و مهاجران دیجیتال

تحولات عصر دیجیتال باعث خلق سه گروه کدی شده‌ است. یک: digital native (بومیان دیجیتال): افراد حاضر در این گروه مهارت لازم برای استفاده از فن آوری را دارند. (البته این مهارت درجه بندی دارد). ساختار مغز این گروه با ساختار مغز گروه دوم فرق دارد. افراد این گروه تمامی تجربیات زندگی‌شان را با دیجیتال ساخته‌اند. تمامی آن‌ها به تکنولوژی‌های دیجیتال شبکه‌ای دسترسی دارند. بومیان دیجیتال معماری مغزی بهتری را برای محیط دیجیتال فراهم می‌کنند. در دنیای کامپیوترها و بازی‌های ویدیوی زندگی‌ می‌کنند. دائما به دنیای آنلاین وصل هستند. ظرفیت استفاده از تکنولوژی دیجیتال را بطور شفاف دارند. خود را به طرقی بیان می‌کنند که توسط تکنولوژی‌های دیجیتال میانجی شده‌اند. دوستان زیادی در سایت‌های شبکه‌های اجتماعی دارند (ازجمله افرادی که هرگز یکدیگر را ندیده‌اند). در فضاهای آنلاین احساس راحتی می‌کنند. به فضاهای آنلاین برای جستجوی تمام اطلاعاتی که نیاز دارند تکیه می‌کنند. تمایل دارند که چندکار را همزمان انجام دهند. اطلاعات را به سرعت دریافت و پردازش می‌کنند. عکس‌ها و ویدیوهایی با دوستان خود را در سراسر جهان به اشتراک می‌گذارند. (هدف از ارائه این اطلاعات رسیدن به رفتارهای خریداران در عصر دیجیتال است. اطلاعاتی که در تحقیقات مختلف هنوز به آن پرداخته نشده است.)

دو: digital immigrant : اکثر افراد در گروه دوم جای می‌گیرند. اکثر افراد، مهاجرانی هستند که در حال ورود به عرصه دیجیتال هستند. در واقع آن‌ها با لهجه متفاوتی وارد عصر دیجیتال می‌شوند. برای مثال: اکثر افراد از ایمیل استفاده می‌کنند اما از ایمیل خود پرینت هم می‌گیرند و یا بعد از ارسال ایمیل تماس می‌گیرند. بسیاری از افراد در تلاش هستند که لهجه خود را برای ورود به عصر جدید تغییر دهند اما برخی موفق و برخی دیگر ناموفق هستند. حتی برخی از افراد هنوز به گذشته احساس دارند و گاهی یادی از عصر قبل از دیجیتال می‌کنند.

سه: pre digital

تمامی کشورهای جهان در این سه گروه پخش شده‌اند.

در این میان دیجیتال باعث خلق نرم افزار، رباتیک و… شده که تمامی این موارد بر اخلاق، سیاست، رفتار و… تاثیرگذاشته است. این عناصر در مارکتینگ نقش بازی می‌کنند. در همین راستا گولد سمیث و پل‌ها در تعریف مصرف اینترنت می‌گویند: ” جمع آوری اطلاعات غیرفعال از طریق قرار گرفتن در معرض تبلیغات، خرید که شامل جستجو و جستجوی آگاهانه اطلاعات، انتخاب و خرید کالاهای خاص، اطلاعات و خدمات است.” از طریق همین تعریف می‌توان شاخص‌های مختلفی را نسبت به مصرف اینترنت استخراج کرد.

DNAS (Digital Natives Assessment Scale)

حاتمی‌فر در ادامه افزود: در دنیا شاخصی با علائم اختصاری DNAS (Digital Natives Assessment Scale) وجود دارد. با این شاخص چهار بعد digital native (GrewT,MultiT,GraphicsC,InstantGR) را اندازه‌گیری می‌کنند. در مجموع عصر دیجیتال در پی خود تحولاتی را ایجاد می‌کند که این تحولات باعث خلق مدل‌های جدید کسب وکار و پس از آن باعث ایجاد تفکر دیجیتال می‌شوند. در ادامه مسیر  این تحولات بر رفتار و سبک زندگی افراد تاثیر می‌گذارند و موجبات شکل گیری Digital Citizenship را فراهم می‌آورند. Digital Citizenship بر مدل‌های کسب وکار دیجیتال تاثیر می‌گذارد. در واقع وقتی یک مدل کسب وکار جدید دیجیتال ایجاد می‌شود، انتظارات بازار و جامعه به نوعی بالا می‌رود. پیامد این اتفاقات باعث خلق مدل‌های کسب وکار جدید است.  در این عصر Digital Citizenship با فشار بر کسب وکارها آن‌ها را به سمت دیجیتالی شدن سوق می‌دهند. بنابراین می‌توان گفت: به مرور کسب وکارها در محاصره خواسته‌های دیجیتالی جامعه قرار گرفته‌اند.

در ادامه بهتر است، به بررسی چهار فاکتوری که عصر دیجیتال منجر به آن‌ها می‌شوند و می‌توان در تحقیقات از آن‌ها استفاده و رفتارشناسی کرر بپردازیم. یک: رشد به همراه فناوری؛ این فاکتور بر اساس شش شاخص استاندارد اندازه‌گیری می‌شود. (من هر روز از اینترنت استفاده می‌کنم. من از کامپیوتر در زندگی‌ام برای چیزهای زیادی در زندگی روزمره استفاده می‌کنم و…) این شاخص‌ها درجه‌بندی دارند. دو: چندفعالیتی؛ شاخص‌های این فاکتور عبارتنداز (من می‌توانم حین حضور در اینترنت فعالیت دیگری را نیز انجام دهم، من می‌توانم همزمان با چک کردن ایمیل با تلفن صحبت کنم و….

سه:متکی به گرافیک؛ شاخص‌ها عبارتنداز (وقتی می‌خواهم چیزی را توضیح بدهم از تصاویر بیشتری استفاده می‌کنم، هنگام ارسال پیام‌ها از تعداد زیادی اشکال گرافیکی و یا ایموجی استفاده می‌کنم و…) چهار: علاقه مند به رضایت، پاسخ و پاداش ؛ شاخص‌ها (وقتی در کامپیوتر چیزی را پست می‌کنم پس از دریافت پاسخ احساس خوشبختی می‌کنم، وقتی دوست دارم کاری را انجام بدهم، بلافاصله انجامش می‌دهم و…) این شاخص‌ها از بررسی‌های پرسکی استخراج شده‌اند. کابردهای این شاخص‌ها عبارتنداز : اندازه‌گیری پتاسیل‌های توسعه بازارهای دیجیتال، پیش بینی خرید مبنی بر اطلاع رسانی اینترنتی، پیش‌بینی انتشار ویرال، توسعه ( تولید مشاغل جدید)، علایق و دلبستگی‌ها، segmentationDigital و…

در مجموع در عصر دیجیتال الگورتیم ذهنی افراد در زمان کمی مشخص می‌شود. این اتفاق براساس BIG Data و تحلیل آن صورت می‌گیرد. از این طریق می‌توان سبک زندگی افراد را تشخیص داد.

بنابراین باید یک توپولوژی لهجه نگاری برای شناسایی بومیان و مهاجران دیجیتال ایجاد کنیم تا بتوانیم برای بازار برنامه‌ریزی کنیم.

لازم به ذکر است: در پایان حاتمی فر با مطرح کردن مدلی طراحی شده از حاضران خواست تا برای طراحی لهجه نگاری نظرشان را بیان کنند.

در ادامه این جلسه افراد حاضر به تبادل نظر و همفکری برای رسیدن به شاخص‌ها NETIZEN FACTOR نظرشان را عنوان کردند.

برگزاری پنجمین جلسه بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP بیشتر بخوانید »

معرفی کتاب ” بازاریابی عصر چهارم”

 

 

گذار از بازاریابی سنتی به بازاریابی دیجیتال و نوین نیازمند شناخت و درک واقعیت ها، ایده ها و پدیده های نوین و سازگاری و پویایی است. عصر چهارم کتابی است آموزنده برای افزایش بهره وری بازاریابی در بازارهای رقابتی آینده. این کتاب معرف راهبردها، راهکارها، توصیه ها و هشدارهایی ارزشمند برای کسانی است که در جست و جوی تازه های سازنده و ارزنده هستند و برای رشد و توسعه آمادگی دارند. و می تواند تحولی چشمگیر در نوع نگرش و رفتار عالان اقتصادی و کسب و کارهای گوناگون به وجود بیاورد.عصر چهارم معرف چگونگی عبور از گذشته به آینده است.

نویسندگان: پروفسور فیلیپ کاتلر و هرماوان کارتاجیا و ایوان ستاوان

مترجمان: دکتر احمد روستا و سجاد عبدالله‌پور

سال چاپ: زمستان ۱۳۹۶ قیمت: ۲۵۰۰۰ تومان قطع: رقعی تعداد صفحات: ۱۹۰

برای اشنایی بیشتر با این کتاب کلیک کنید.

اعضاء انجمن با خرید کتاب از انتشارات سیته10% تخفیف برخوردار خواهند شد

معرفی کتاب ” بازاریابی عصر چهارم” بیشتر بخوانید »

همایش آینده کار و کارآفرینی جوانان در ایران

اعضای محترم انجمن تحقیقات بازاریابی ایران و علاقمندان دانش تحقیقات بازار

به اطلاع می رساند، سازمان ملی کارآفرینی ایران به مناسبت هفته ملی کارآفرینی، شنبه مورخ 98/5/5  از ساعت: 15:00 الی  19:00اقدام به برگزاری همایش  با موضوع “آینده کار و کارآفرینی جوانان در ایران” در مکان: تهران- خیابان طالقانی- نبش خیابان شهید موسوی( فرصت) پلاک 175- سالن همایش های اتاق ایران طبقه دهم ساختمان اصلی نموده است. لذا از کلیه علاقمندان به شرکت در این همایش دعوت می گردد جهت حضور در این همایش از طریق لینک ذیل  به صورت رایگان ثبت نام فرمایند.

برنامه همایش آینده کار و کارآفرینی جوانان در ایران

خواهشمند است پس از ثبت نام با شماره تماس ها ی 09033454073-44967061 دبیرخانه  انجمن را مطلع فرمائید.

http://evnd.co/sYi1x

همایش آینده کار و کارآفرینی جوانان در ایران بیشتر بخوانید »

پنجمین جلسه آموزشی بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP”

اعضای محترم انجمن و علاقمندان به دانش بازاریابی

به اطلاع می رساند، انجمن تحقیقات بازاریابی ایران در نظر دارد پنجمین جلسه آموزشی بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP” با هدایت  آقای علیرضا حاتمی فر پنجشنبه مورخ 105/10/ 98 ساعت 10:30 در شرکت: پژوهش بازار و رسانه امروز به نشانی: ضلع شرقی میدان شیخ بهایی پلاک 8 طبقه 1-  برگزار نماید.

شرکت در جلسه برای اعضای انجمن رایگان است. علاوه بر این هر عضو حقوقی می­تواند یک نفر از کارمندان خود را به رایگان ثبت نام کند. هزینه ثبت نام برای سایر افراد مبلغ 1/200/000 ريال است.

کلیه علاقمندان به شرکت در این نشست می­توانند برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@imra.ir و یا شماره تماس 44967061-09033454073 تماس بگیرند. علاقمندان برای ثبت نام تا تاریخ 5/05/98  مهلت خواهند داشت.

شماره حساب 0101067139003 بانک صادرات شعبه میدان مادر

به نام انجمن تحقیقات بازاریابی ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

پنجمین جلسه آموزشی بینش با موضوع “NETIZEN FACTOR WORKSHOP” بیشتر بخوانید »

عوامل بازدارنده مدیریت صادرات در کشور

شرکت­های مدیریت صادرت یکی از واسطه­های صادراتی تعریف شده­اند که می­توانند در دستیابی بنگاه­ها به بازارهای صادراتی نقش مهمی را ایفا نمایند. اما آن­چه که در اکثر مکتوبات و مستندات موجود در ارتباط با شرکت­های مدیریت صادرات کمتر به آن توجه شده است، دلایل اصلی به وجود آمدن و یا به بیانی صحیح­تر به وجود آوردن این شرکت­ها در کشورهای دارای تجربه صادرات می­باشد. در حقیقت به وجود آمدن بسیاری از مشکلات و محدودیت­های اشاره شده در این تحقیق برای شرکت­­های مدیریت صادرات، ناشی از عدم درک صحیح از همین موضوع می­باشد که به شرکت­های مدیریت صادرات به عنوان یک بنگاه بازرگانی تجاری نگریسته می­شود. در حالیکه شرکت مدیریت صادرات در واقعیت استراتژی نفوذ در بازارهای هدف است که دامنه کاربرد آن برای کشورها یا بنگاه­های تولیدی است که به لحاظ ساختاری یا  توان تولیدی، دانش و  تجربه صادرات و  از همه مهم تر دشواری دستیابی به بازارهای خارجی از این ابزار برای ارتقای توانمندی­های خود استفاده نمایند. بنابراین، با این رویکرد به تحلیل یافته­ها و محدودیت­ها رفته  وتلاش می شود علیرغم  دشواری­های تحقیق چند پیشنهاد جهت کاربرد بهتر شرکت­های مدیریت صادرات نیز ارائه گردد.. در ادامه به بررسی نتایج تحقیق و ارائه پیشنهادات می پردازیم.

 در این قسمت به تفسیر نظرات پاسخگویان به پرسشنامه تدوین شده پرداخته شده است :

در تحقیق مورد نظر بیش از 95% پاسخ­دهندگان تاثیر برداشت یا تفسیر نادرست از تعاریف و کارکردهای شرکت­های مدیریت صادرات را مهم­ترین عامل توسعه­نیافتگی شرکت­های مدیریت صادرات قلمداد نموده­اند.

این عامل جدی­ترین عامل در توسعه­نیافتگی شرکت­های مدیریت صادرات و عدم­ امکان توسعه آن­ها جهت اخذ درجه حرفه­ای و یا کلاس A و B شده است. ریشه این تفاسیر و تعاریف اشتباه، اختلاط مباحث شرکت­های شرکت­های بازرگانی با شرکت­های مدیریت صادرات، تصور اشتباه از شرکت­های مدیریت صادرات و هدف­گذاری ایجاد شرکت­های بزرگ صادراتی بدون شناخت ماهیت استراتژیک این شرکت­ها و نبود دانش و تجربه صادرات در کشور و نیز ورود سازمان­های مختلف با تعاریف و تفاسیر خود از شرکت­های مدیریت صادرات در شناسایی و ارائه رتبه­بندی سطح مهارت به صورت دلخواه و شخصی مهمترین عوامل شناخته شده این عامل و پراکندگی های ناشی از آن هستند.این موضوع تا آنجا پیش رفته که در یکی از سازمان­های دولتی، شرکت­های مدیریت صادرات با رتبه D به عنوان عامل توسعه کنسرسیوم صادراتی (که خود یک شرکت مدیریت صادرات است) تعیین می­گردد. یعنی یک شرکت مدیریت صادرات مسئول صادرات یک شرکت مدیریت صادرات دیگر معرفی و با وی عقد قرارداد می­شود. به اشتباه انداختن سیستم قانون­گذاری و بنگاه­های تولیدی مهم­ترین آسیب­های تعاریف اشتباه و تفاسیر نادرست از ابزارهای توسعه­ای است که تاکنون نه فقط برای شرکت­های مدیریت صادرات بلکه با تعریف اصطلاح “خوشه­های صادراتی” که هیچ ماهیت، جایگاه و تعریف استانداری ندارند و همینطور کنسرسیوم های صادراتی در برنامه پنجم و ششم توسعه کشور موجب به انحراف رفتن و عدم امکان بهره گیری صحیح از این مدل ها یا رویکرد ها شده است.

انصراف سازمن توسعه تجارت از پیگیری امور

در انصراف سازمان توسعه تجارت از پیگیری امور مرتبط با شرکت­های مدیریت صادرات و ناتمام ماندن تدوین لایحه فراسازمانی جهت توسعه شرکت­های مدیریت صاردات به دلایل مطروحه زیر برخواهیم خورد:

الف) آیین­نامه و نظام رتبه­بندی شرکت­های مدیریت صادرات در دفتر امور بنگاه های سازمان توسعه تجارت تدوین و ابلاغ گردید و مقرر شد مطابق آیین­نامه و گردش کار تعریف شده شرکت­های بازرگانی دارای تجربه ملی صادرات با ارسال نامه­ای به معاونت بازرگانی خارجی اداره صنعت، معدن و تجارت استان محل فعالیت خود، موضوع شناسایی و اخذ رتبه از سازمان توسعه تجارت ایران را مطرح نمایند. سپس گردش کار با بررسی قابلیت شرکت نامزد توسط اتاق بازرگانی استان و سازمان صنعت، معدن و تجارت و در نهایت مصوبه کمیته صادرات استانداری تکمیل و در نهایت نامه­ای با امضای مسئول کمیته صادرات استان همراه با مدارک تعریف شده به سازمان توسعه تجارت ارسال و درخواست شناسایی و اخذ رتبه ملی ­گردد. معاون بازرگانی خارجی استان مسئول دفاع از شرکت داوطلب مدیریت صادرات در کمیته متشکل از شش خبره از اتاق بازرگانی ایران، سازمان توسعه تجارت، تشکل­های صادراتی ملی، وزارت صنایع و سایر سازمان­­های دارای مسئولیت در صورت نیاز است

این روند توسط سازمان توسعه تجارت متوقف و گردش کار توسط یک فرد و بدون رعایت آیین­نامه تنظیم شده ادامه یافت.

در زمان معرفی شرکت­های مدیریت صادرات مقرر گردید تا سازمان توسعه تجارت تسهیل کمک­های مرتبط با تهیه بانک اطلاعاتی، تبلیغات و پژوهش بازار را برای شرکت­های مدیریت صادرات فراهم نماید که به دلیل کمبود بودجه این امکان میسر نگردید و در نهایت با ورود اظهارنظرهای غیرتخصصی روندتوسعه فعالیت­های شرکت­های مدیریت صادرات متوقف گردید.

تسلط بر کانال توزیع

 در آیین­نامه مرتبط با رتبه­بندی شرکت­های مدیریت صادرات، موضوع “تسلط بر کانال توزیع” به عنوان یکی از عوامل اصلی در شناسایی و ورود شرکت­ها به عرصه مدیریت صادرات تعیین و تعریف شده بود. متاسفانه سازمان­های دولتی مختلف و حتی سازمان توسعه تجارت بدون توجه به این عامل متمایز­کننده شرکت­های مدیریت صادرات از شرکت­های بازرگانی و یا حتی شرکت­های مشاوره­ای و تبلیغاتی را به عنوان مدیریت صادرات شناسایی و با تغییر نظام رتبه­بندی اقدام به ثبت تعداد زیادی از شرکت­های فاقد صلاحیت در حوزه مدیریت صادرات نموده­اند. همانطور که آمار گویای شدت و ریسک این عامل است بیش از 96 درصد ثبت اشتباه و خارج از قاعده را یکی از عوامل عدم توسعه­یافتگی و کارکرد مناسب دانسته­اند.

تدوین آیین نامه شناسایی شرکت های مدیریت صادرات

در زمان تدوین آیین­نامه شناسایی شرکت­های مدیریت صادرات،به موضوع ضرورت تدوین لایحه فراسازمانی از سوی طراح آیین­نامه شکل­گیری شرکت­های مدیریت صادرات به سازمان توسعه تجارت ارائه گردیده بود. دلیل این امر لزوم شناسایی این شرکت­ها در وهله اول از سوی بنگاه­ها و در مرحله دوم حمایت و پشتیبانی تمامی سازمان­ها و نهادهای تاثیرگذار بر صادرات از این شرکت­ها بود. برای این منظور حتی ایجاد سایت ثبت اسامی شرکت­های مدیریت صادرات، رتیه و زمینه فعالیت آن­ها نیز در سازمان توسعه تجارت برای دسترسی همه ذینفعان پیش­بینی شده بود.

قرارداد تحقیق بازار و شناسایی مشتریان

 در تفسیر عامل پنجم به نظر می­رسد که چون تعدادی از پاسخ­دهندگان به پرسشنامه مدیران شرکتهای مدیریت صادرات ثبت شده بوده­اند انحراف از درج واقعی اهمیت این موضوع تا حدود زیادی وجود دارد به این دلیل که امروز هیچ تردیدی وجود ندارد که بسیاری از این شرکت­ها قادر به انتقال دانش و تجربه فرآیندهای صادراتی به بنگاه­های تولیدی نبوده و در بسیاری از موارد حتی با تعریف درج شده در نظام­نامه­های اخذ رتبه  آشنایی ندارند. به همین لحاظ اکثر این شرکت­ها در زمینه فعالیت خود بدون در نظر گرفتن مراحل و شرایط اخذ رتبه بالاتر، طیف وسیعی از محصولات و بازارها را در بسته­های تبلیغاتی و ماموریت خود قرار داده­اند. در حالیکه شرکت­های مدیریت صادرات نمی­توانند تا این سطح تسلط بر کانال­های توزیع و فرآیندهای تخصصی توسعه محصولات و انطباق­پذیری آن­ها با بازارهای هدف داشته باشند و به همین دلیل فرآیند اجرایی شرکت­های مدیریت صادرات به جای انتقال خواست بازار به تولیدکننده­های داخلی و ممیزی توانمندی آن­ها، به قرارداد تحقیق بازار و شناسایی مشتریان تبدیل شده است.

مکانیزم شناسایی و تعریف شرکت های مدیریت صادرات

در مورد عامل ششم به نظر می­رسد با توجه به عوامل شرح داده شده فوق کاملا مشخص است که با بهم خوردن مکانیزم شناسایی و تعریف شرکت­های مدیریت صادرات و روشن نبودن ماهیت کارکردی آن­ها، بنگاه­ها با سردرگمی زیادی در همکاری با این شرکت­ها مواجه هستند. توقعات طرفین همکاری از یکدیگر مشخص نبوده و از همین نظر دستگاه­های سیاست­گذار از نحوه حمایت و سطح توقعات خود بی­اطلاع هستند.

تسلط بر کانال توزیع

 تسلط بر کانال توزیع متمایز ترین شاخص در تفاوت شرکت های بازرگانی و شرکت های مدیریت صادرات به شمار میرود.متاسفانه این عامل مهم که در هنگام ممیزی اولیه شرکت های مدیریت صادرات باید به صورت حرفه ای و همراه با اسناد کاملا تعریف شده توسط گروهی از خبرگان مورد بررسی قرار گیرد  کاملا فراموش شده است  ، به نحوی که شرکت های متقاضی به قراردادهای بازاریابی یا تفاهم نامه به عنوان اسناد تسلط بر بازارها و کانال های توزیع استناد میکنند.

شرکت مدیریت صادرات ، شرکت بازرگانی نیست

 شرکت مدیریت صادرات ، شرکت بازرگانی نیست بلکه ساختاری است که به واسطه تجربه تجارت بر خواست و نیاز بازار و مشتری مسلط شده و می تواند با شناسایی بنگاه های دارای پتانسیل صادراتی برای تامین نیازهای بازار اقدام نماید . در این حالت شرکت مدیریت صادرات  نه تنها یک خریدار و فروشنده نیست بلکه دارای متخصص و مهندسی فرآیند و تولید برای تشخیص کیفیت و مشاوره توسعه کالاها و خدمات مورد نیاز بازار است .در حال حاضر شرکت مدیریت صادرات به صورت اسمی در حال اجرای ماموریت های شرکت های بازرگانی هستند.

محدودیت های بودجه ای

 به دلیل محدودیت های بودجه ای دولت و همچنین عدم آشنایی با کارکرد این شرکت ها در توسعه و نفوذ در بازارها ، بودجه مالی و تلاش کافی برای ایجاد و توسعه شرکت های مدیریت صادرات صورت نپذیرفت و این ساختار نفوذ در بازارها  و ارتقای توانمندی بنگاه های تولیدی به صورت فانتزی یعنی فقط بهره مندی از یک اسم دارای معنی به حیات خود ادامه میدهند.

لازمه خروج از بروکراسی صادرات و حمایت سازمان های تاثیر گذار

لازمه خروج از بروکراسی صادرات و حمایت سازمان های تاثیر گذار بر صادرات از شرکت های مدیریت صادرات تنظیم لایحه فراسازمانی توسعه مدیریت صادرات در دولت و تصویب و اعلام رسمی آن در هیئت مدیره بود که علیرغم پیش بینی و توصیه و ارائه طرح مورد نظر اقدام شایسته ای در مورد آن صورت نگرفت.

پیشنهادات:

  1. تشکیل کمیته خبرگان همانند ابتدای پروژه در شناسایی و رتبه بندی شرکت های مدیریت صادرات
  2. ارتقای اقدامات دولتی از کمیت به کیفیت شرکت های مدیریت صادرات
  3. تنظیم لایحه فراسازمانی توسعه مدیریت صادرات و کنسرسیوم ها و تصویب آن در دولت
  4. حمایت توسعه ای از شرکت های مدیریت صادرات و دانش مورد نیاز آنها
  5. لزوم انتقال تجربیات بین المللی مدیریت شرکت های EMC
  6. تعیین و تخصیص منابع مالی برای گسترش فعالیت شرکت های مدیریت صادرات

 

دکترسیدحسن افتخاریان رئیس هیئت مدیره انجمن تحقیقات بازاریابی ایران و مدیر پروژه تدوین آیین نامه شرکتهای مدیریت صادرات در سازمان توسعه و تجارت ایران

 

عوامل بازدارنده مدیریت صادرات در کشور بیشتر بخوانید »

اسکرول به بالا